Friday, May 21, 2004 | 10:39 AM
راستش فکر نمیکردم ديگه تو اين وبلاگ چيزی بنويسم ولی اين بلاگر اونقدر پيشرفت کرده که آدم رو وسوسه میکنه.
شايد يه دستی به سر و گوشش کشيدم و هر چند وقت يهبار يه چيزی نوشتم.
شايد يه دستی به سر و گوشش کشيدم و هر چند وقت يهبار يه چيزی نوشتم.
Thursday, December 25, 2003 | 9:21 AM
اينجانب؛ بهنام نويسنده روزنگار در حال احتضار بهنام، اعلام میدارم که سه ساعت از زندگیام در شب سهشنبه، دوم دیماه سال ۱۳۸۲ ناپدپد شده.
در ضمن هرگونه تماشای فيلمی بنام «تب» يا Heat يا هر مزخرف ديگری را قويّاً تکذيب میکنم.
در ضمن هرگونه تماشای فيلمی بنام «تب» يا Heat يا هر مزخرف ديگری را قويّاً تکذيب میکنم.
Sunday, October 26, 2003 | 11:24 PM
اين فلش کليپ آهنگ پشه بامزهست. آقای آميغی هم اگه همون آقای آميغی سايت شوشه باشه، آدم بااستعداديه. ولی خط آخر ترانه اينه:
«دلم میخواد سازمُ کوک کنم
با صدای فالشت بخونم»
«دلم میخواد سازمُ کوک کنم
با صدای فالشت بخونم»
Saturday, October 18, 2003 | 12:17 PM
Mozilla 1.5 خيلی خوب يونيکد فارسی رو پشتيبانی میکنه. يعنی وبلاگ من رو که درست نشون ميده! به خاطر نياز کاری و همچنين از لج مايکروسافت، دانلود و نصبش کردم.
اضافه کنم Netscape 7.1 که بر اساس mozilla توسعه پيدا کرده هم اين خاصيت رو داره. به اين ترتيب حالا سه تا مرورگر هستند که فارسی يونيکدی رو درست ساپورت میکنند و اين برای زبان فارسی اتفاق خيلی خوبيه.
اضافهتر کنم که نسخه 7.21 از مرورگر Opera هم فارسی يونيکدی رو ساپورت میکنه ولی نه کامل و درست. مثلا يکی از ايرادهای مهمش اينه که کاراکترهای آخر مثل نقطه و علامت سوال رو هنوز راستچين میکنه.
اضافه کنم Netscape 7.1 که بر اساس mozilla توسعه پيدا کرده هم اين خاصيت رو داره. به اين ترتيب حالا سه تا مرورگر هستند که فارسی يونيکدی رو درست ساپورت میکنند و اين برای زبان فارسی اتفاق خيلی خوبيه.
اضافهتر کنم که نسخه 7.21 از مرورگر Opera هم فارسی يونيکدی رو ساپورت میکنه ولی نه کامل و درست. مثلا يکی از ايرادهای مهمش اينه که کاراکترهای آخر مثل نقطه و علامت سوال رو هنوز راستچين میکنه.
Sunday, October 12, 2003 | 6:43 PM
To my world
...
I still can't get it
Sitting here with a coke and a cigar
Or with my head out of the window
And my music at the back of the car
At night staring at a single star
To see that things can actually be so far
And my digital connections with you ain't working much
cus we lose the touch between the cables
And the lines
...
...
I still can't get it
Sitting here with a coke and a cigar
Or with my head out of the window
And my music at the back of the car
At night staring at a single star
To see that things can actually be so far
And my digital connections with you ain't working much
cus we lose the touch between the cables
And the lines
...
فعلا وضع وبلاگ نوشتن من هم تو همين مايههاييه که سهراب و شروين میخونن.
Saturday, September 13, 2003 | 11:05 AM
رفته بودم فروشگاه.
رفته بودم فروشگاه برای خريد.
رفته بودم فروشگاه برای خريد دستمال کاغذی.
سبد خريد رو هل میدادم و سُس و خيارشور و خمير دندون ور ميداشتم.
رسيدم به رديف لوازم بهداشتی.
دستمال کاغذیها رو پيدا کردم و گشتم تا يکيش رو انتخاب کنم.
رفتم و رفتم تا به يه جعبه فلزی رسيدم. خيلی خوشگل بود. عين جعبه اين شکلاتهای بدمزه. عکس روش هم خوشرنگ بود. دستمالاش همه تا خورده و صورتی بودن. برش داشتم تا ببينم قيمتش چنده. نبايد ارزون باشه. ديدم روش نوشته «نوار بهداشتی». چی میگن:
رفته بودم فروشگاه.
رفته بودم فروشگاه برای خريد.
رفته بودم فروشگاه برای خريد دستمال کاغذی.
سبد خريد رو هل میدادم و سُس و خيارشور و خمير دندون ور ميداشتم.
رسيدم به رديف لوازم بهداشتی.
دستمال کاغذیها رو پيدا کردم و گشتم تا يکيش رو انتخاب کنم.
رفتم و رفتم تا به يه جعبه فلزی رسيدم. خيلی خوشگل بود. عين جعبه اين شکلاتهای بدمزه. عکس روش هم خوشرنگ بود. دستمالاش همه تا خورده و صورتی بودن. برش داشتم تا ببينم قيمتش چنده. نبايد ارزون باشه. ديدم روش نوشته «نوار بهداشتی». چی میگن:
Made my day!
رفته بودم فروشگاه.
Wednesday, August 20, 2003 | 12:36 PM
تريپ ايرج تو فيلم فارسی:
«...
يادت میآد اون شب که من با چشم گريون
يک شاخه گل دادم به تو مثل يه انسون
حالا که هيچ راه فراری نيست از اين بند
فهميدم اون گل بهتره از اين گلوبند...»
«...
يادت میآد اون شب که من با چشم گريون
يک شاخه گل دادم به تو مثل يه انسون
حالا که هيچ راه فراری نيست از اين بند
فهميدم اون گل بهتره از اين گلوبند...»
اد از سر
پس از صرف فلفل تند، هرگز، انگشت در سوراخ دماغتون نفرماييد.
پس از صرف فلفل تند، هرگز، انگشت در سوراخ دماغتون نفرماييد.
Thursday, August 14, 2003 | 10:21 AM
این کرم W32.Blaster عجب جونوريه. معلوم نیست از کدوم سوراخي اومده تو کامپيوتر. ولي با همه ناقلاییش خيلی باهاش حال کردم. يه دو ساعتی سرم رو گرم کرد.
Thursday, July 31, 2003 | 7:53 PM
ای بابا...
چرا هر وقت من میرم دست به آب اين گوشی تلفن زنگ میخوره.
چرا هر وقت من میرم دست به آب اين گوشی تلفن زنگ میخوره.

