Thursday, September 12, 2002 | 10:55 AM
نخــــــير. مثل اينکه اين ISP باحال ول کن ما نيست. عزيز من، اگه يه نفر اکانت اينترنت نخواد کي رو بايد ببينه؟!
Tuesday, September 10, 2002 | 1:28 PM
آلبوم جديد کريس دي برگ؛ Timing Is Everything
اگه ISP حال اضافهاش رو تموم کنه اين وبلاگ يه مدتي آپديت نميشه.
اگه ISP حال اضافهاش رو تموم کنه اين وبلاگ يه مدتي آپديت نميشه.
كاپيتان توفان دستور دادن لوگوي خاطرات يك دريانورد بطور موقت از اين وبلاگ برداشته بشه.
بدين وسيله اطاعت مي شود.
بدين وسيله اطاعت مي شود.
Monday, September 09, 2002 | 12:44 PM
تاريک است
و من در انتظار بامداد
با چشمان نابينا.
و من در انتظار بامداد
با چشمان نابينا.
Saturday, September 07, 2002 | 10:20 AM
فردا، پسفردا اکانت يه ماههء اينترنت من تموم ميشه و من از دست اين وبلاگ راحت ميشم.
خسته شدم از بس هر بار اين صفحهء سياه رو باز کردم سرم غر زده که:«وبلاگ درست کردي که بشيني نگاش کني يا توش چهار کلمه بنويسي؟ اگه نميخواي بنويسي خوب بزن ديليتم کن ديگه» و همين جور بگه و بگه. منم هيچي ندارم که بنويسم و بايد بشينم بِرّ و بِر به تماشاي اين صفحهء ماتم!
خسته شدم از بس هر بار اين صفحهء سياه رو باز کردم سرم غر زده که:«وبلاگ درست کردي که بشيني نگاش کني يا توش چهار کلمه بنويسي؟ اگه نميخواي بنويسي خوب بزن ديليتم کن ديگه» و همين جور بگه و بگه. منم هيچي ندارم که بنويسم و بايد بشينم بِرّ و بِر به تماشاي اين صفحهء ماتم!
آقاي نوشآذر پيغامي تو Guest Book وبلاگ من گذاشتن[يعني گذاشته بودن که بيسوادي من کار دستم داد و زدم پاکش کردم] و پرسيدن چرا فکر ميکنم منظور از «مرد در بند» در مطلب ديروز با شما نيستم فرج سرکوهي بوده؟
راستش من آدمهاي زيادي رو نميشناسم که نويسنده باشن، مطبوعاتي هم بوده باشن، نامدار باشن، زماني که همسرشون مهاجرت کرده به خارج بازداشت شده باشن، اتفاقاً همسرشون به آلمان مهاجرت کرده باشه و وقتي زنداني هستن خيليها در داخل و خارج از کشور به اين مسأله با اين ابعاد توجه کرده باشن. علاوه بر اون شايعهء جدايي از همسرشون هم منتشر شده باشه(که اين ديگه بخش خيلي خاله زنکي قضيهست و زندگي خصوصي مردم به هيچ کس غير از خودشون مربوط نيست).
نميدونم، شايد اشکال از اينجاست که من آدمهاي زيادي نميشناسم!
با اون بحث قهرمان بازي و قهرمان پروري هم يه جورايي موافقم.
راستي آقاي نوشآذر وبلاگ من رو چطوري پيدا کرده؟
راستش من آدمهاي زيادي رو نميشناسم که نويسنده باشن، مطبوعاتي هم بوده باشن، نامدار باشن، زماني که همسرشون مهاجرت کرده به خارج بازداشت شده باشن، اتفاقاً همسرشون به آلمان مهاجرت کرده باشه و وقتي زنداني هستن خيليها در داخل و خارج از کشور به اين مسأله با اين ابعاد توجه کرده باشن. علاوه بر اون شايعهء جدايي از همسرشون هم منتشر شده باشه(که اين ديگه بخش خيلي خاله زنکي قضيهست و زندگي خصوصي مردم به هيچ کس غير از خودشون مربوط نيست).
نميدونم، شايد اشکال از اينجاست که من آدمهاي زيادي نميشناسم!
با اون بحث قهرمان بازي و قهرمان پروري هم يه جورايي موافقم.
راستي آقاي نوشآذر وبلاگ من رو چطوري پيدا کرده؟
Friday, September 06, 2002 | 1:11 PM
يعني تو اين مطلب مراد از «مرد در بند» فرج سرکوهي بوده؟! مهم نيست چون سؤالم شبيه سؤالهاي خاله زنکيه. پس اصلاً مهم نيست.
Thursday, September 05, 2002 | 8:54 AM
نيمهء گم شده، نيمهء گم شده. کدوم نيمهء گم شده؟ من خودم يه نيمهء کاملم. هيچي هم گم نشده.
اطلاعيّهء تشکيل سنديکاي «وبفاقاسي»
(اطلاعيّهء شمارهء يک)
۱.نظر به اينکه وبلاگهاي با قالب سياه رنگ و طيفهاي همسو داراي کلاس و زيبايي و گيرايي خاصي هستند.
۲.با توجه به اينکه تا بحال به اين دسته از وبلاگها توجه لازم نشده.
۳.بدليل اينکه بعضي از متخصصان امر، با وبلاگهاي تيره رنگ سر عناد دارند.
۴.نظر به اينکه لازم است بهنام هم در يک جايي رئيسي، مديري، دبيري، چيزي باشد و آفتابه زرد و قرمز و سياه کند.
۵.نظر به اينکه وبلاگهاي داراي قالب سياه رنگ و طيفهاي همسو از قابليّت رشد بالايي برخوردارند.
۶.با توجه به اينکه من خيلي باحالم و بيشتر از همه ميفهمم و از اينجور اراجيف.
۷.و نظر به خيلي چيزاي خوب خوب ديگه با استفاده از يه جفت چشم هيز!
بدين وسيله اعلام ميگردد که:
۱.سنديکاي «وبفاقاسي»(وبلاگهاي فارسي با قالب سياه)اعلام موجوديّت ميکند.
۲.رئيس، مدير، دبير کل و همهء پستهاي خوب خوبش مال خودمه.
۳.متقاضيان ميتوانند با ارائهء مدارک زير به عضويّت سنديکا درآيند؛
الف-ارائهء حداقل يک وبلاگ فارسي با رنگ قالب سياه يا طيفهاي همسو و سه کپي رنگي از هر وبلاگ.
ب-تأييديّهء شوراي مرکزي «وبفاقاسي» که متشکل از من و کسانيست که من ازشون خوشم بياد.
۴.فعلاً اعضا و متقاضيان گوش به زنگ و دست به سينه باشند تا من هر وقت عشقم کشيد اطلاعيّههاي بعدي رو صادر کنم.
(اطلاعيّهء شمارهء يک)
۱.نظر به اينکه وبلاگهاي با قالب سياه رنگ و طيفهاي همسو داراي کلاس و زيبايي و گيرايي خاصي هستند.
۲.با توجه به اينکه تا بحال به اين دسته از وبلاگها توجه لازم نشده.
۳.بدليل اينکه بعضي از متخصصان امر، با وبلاگهاي تيره رنگ سر عناد دارند.
۴.نظر به اينکه لازم است بهنام هم در يک جايي رئيسي، مديري، دبيري، چيزي باشد و آفتابه زرد و قرمز و سياه کند.
۵.نظر به اينکه وبلاگهاي داراي قالب سياه رنگ و طيفهاي همسو از قابليّت رشد بالايي برخوردارند.
۶.با توجه به اينکه من خيلي باحالم و بيشتر از همه ميفهمم و از اينجور اراجيف.
۷.و نظر به خيلي چيزاي خوب خوب ديگه با استفاده از يه جفت چشم هيز!
بدين وسيله اعلام ميگردد که:
۱.سنديکاي «وبفاقاسي»(وبلاگهاي فارسي با قالب سياه)اعلام موجوديّت ميکند.
۲.رئيس، مدير، دبير کل و همهء پستهاي خوب خوبش مال خودمه.
۳.متقاضيان ميتوانند با ارائهء مدارک زير به عضويّت سنديکا درآيند؛
الف-ارائهء حداقل يک وبلاگ فارسي با رنگ قالب سياه يا طيفهاي همسو و سه کپي رنگي از هر وبلاگ.
ب-تأييديّهء شوراي مرکزي «وبفاقاسي» که متشکل از من و کسانيست که من ازشون خوشم بياد.
۴.فعلاً اعضا و متقاضيان گوش به زنگ و دست به سينه باشند تا من هر وقت عشقم کشيد اطلاعيّههاي بعدي رو صادر کنم.
Monday, September 02, 2002 | 9:55 AM
Sunday, September 01, 2002 | 9:15 AM
مدتها بود با اين سرويس مجاني پارسي ميل به کسي ايميل نزده بودم. ديروز يکي از دوستام دنبال يه سرويس ايميل فارسي ميگشت که من ياد اين پارسي ميل افتادم و رفتم ببينم هنوز برقراره يا نه. ديدم نه تنها هنوز هست و سرويس ارسال سريعش رو هم داره، امکاناتش رو بيشتر کرده و حالا غير از ارسال تصويري، ميشه نامه رو بصورت يونيکدي و فونت هم فرستاد. بعلاوه امکاناتي مثل تغيير رنگ و اندازه و شکل فونت و بعضي چيزاي ديگه.
اين Morpheus 2.0 خيلي باحاله. البته از نظر ريخت و قيافه. وگرنه MP3 آهنگاي قديمي رو نميشه راحت توش پيدا کرد. اما خدا وکيلي آهنگ جديد همه جوره توش هست.

