Tuesday, November 19, 2002 | 10:20 AM

يه چيري رو قبل از اينکه رأي خودم رو اعلام کنم[دي دي دي دين]بايد راجع به کار کل گروه‌هاي شرکت کننده تو اين مسابقه بگم.
من اون موقع که اوهام تازه کاراش رو گذاشته بود توي سايتش، به هر کي که مي‌رسيدم مجبورش مي‌کردم به آلبوم نهال حيرت گوش بده. غير از اونايي که اصولا اينکاره نيستن و وقتي براشون آهنگ راک ميذاري انگار به سوسک پيف‌پاف زدي - کافيه يه خورده ولوم رو ببري بالا تا جونشون در بياد - بقيه با اينکه ريتم و ملودي براشون جالب بود، ولي متوجه نمي‌شدن متني که داره خونده ميشه چيه. اوايل فکر مي‌کردم که شايد اينا گوششون به موسيقي راک عادت نداره و با چند بار گوش دادن دستشون مياد که چي به چيه. ولي اينطوري نشد. بعد فکر کردم که شايد چون من متن آهنگا رو موقع گوش کردن ديدم و خوندم و مي‌دونم، و اونا نمي‌دونن اين مشکل پيش مياد. پس اين دفعه آهنگ رو با متن شعر گذاشتم جلوشون. ولي بازم فايده نداشت. حتي نمي‌تونستن متن رو با صداي خواننده از رو نوشته دنبال کنن.
خلاصه ديدم نه بابا مثل اينکه ايراد از اين طرف نيست. به کاراي گروههاي خارجي با دقت بيشتري گوش دادم که ببينم چطور متن و آهنگ رو تنطيم کردن. چيزي که متوجه شدم اين بود که تو بيشتر موارد متن روي ريتم خونده ميشه نه روي موتيف‌ها يا سولوها، يا وقتي كه ليد گيتار داره خودشو خفه مي‌کنه. تازه همون ريتم هم موقع خوندن متن افت مي‌کنه و مياد زير صداي خواننده مگر اينکه هدف ديگه‌اي مورد نظر باشه. مثلا اينکه به عمد نخوان صداي خواننده درست شنيده بشه.
ولي تو کاراي اين ۲۱ گروهي که من گوش کردم غير از قطعات Instrumental بقيه همه يه مشکل دارن که شنيده نشدن صداي خواننده‌ست. حالا کمتر يا بيشتر. مثلا "زندگي زيباست" كار گروه "آريا"، "پائيز" کار گروه "يوزيما"، "بعد از باران" کار گروه "سوما" و "پشه" کار گروه "فرا" از اين نظر بهتر از بقيه هستن. پايين بودن صداي خواننده تو "آسمون" كار گروه "آوار" هم منطقي به نظر مي‌رسه.
حالا من نمي‌دونم اين مسأله چقدر آگاهانه بوده يا کسي اصلا متوجه‌اش شده يا نه. موضوع وقتي مهم‌تر ميشه که اعلام بشه کارا توي استوديوي صدا و با تجهيزات و صدابردار حرفه‌اي ضبط شده. کارهاي اوهام رو ميشه با اين عنوان که بدون امکانات حرفه‌اي ضبط شدن پذيرفت، ولي در مورد اين ۱۹ گروه که ضبط حرفه‌اي داشتن نميشه. با تمام اين حرفا به نظر من بازم کيفيت آهنگاي اوهام از بيشتر اين قطعه‌ها بالاتره.
شايد دليل اين کيفيت نامناسب تبديل قطعه‌ها به MP3 باشه که به هر حال باعث افت کيفي ميشه.
بگذريم.
اما رتبه بندي من:
من يه جدول درست كردم كه در مجموع ۲۰ امتياز براي هر آهنگ داره. از اين ۲۰ امتياز، ۱۰ امتياز مربوط به موسيقي ميشه، ۶ امتياز مال متن آهنگه، ۲ امتياز براي تنظيم، ۱ تا ۵/۱ امتياز يراي صدابرداري و ۵/۰ تا ۱ اميتاز هم براي افكت در نظر گرفتم كه نتيجه اينجوري شده؛

حالا براي اينکه معلوم بشه چرا رتبه‌بندي من اينطوري شده دربارهء تک تک کارا توضيح ميدم:
۱. راستش من براي انتخاب "پشه" بعنوان بهترين کار با خودم کلي درگيري داشتم[چيز عجيبي نيست البته، من هميشه با خودم درگيرم!] چون آهنگ "پشه" چند تا ايراد اساسي داره که به نظر ميرسه دليل اصليش تنظيم و صدابرداري نامناسب باشه. مثلا درامز توي دقيقهء ۱:۲۳ از سرضرب مي‌افته، صداش توي اون لحظه يه جوريه که انگار به کار چسبونده شده و صداي طبيعي شروع ضرب رو نداره. گيتار ريتم تو دقيقهء ۲:۳۴، وقتي مي‌خواد براي پنجمين بار موتيف خودش رو اجرا کنه صداش ناکوک بگوش مي‌رسه و ليد گيتار هم وقتي روي صداي خواننده مي‌افته انگار مربوط به يه آهنگ ديگه‌ست. با اين حساب امتياز ۲ از ۴ براي تنظيم، صدابرداري و افکت رو فقط ميشه به حساب پارتي ‌بازي گذاشت. ممکنه بنظر بياد که امتياز ۵/۸ از ۱۰ توي موسيقي هم در مقايسه با بقيهء کارها براي پشه زياده، ولي اگه بپذيريم که موسيقي ساخته شده براي آهنگ هماهنگي خوبي با مضمون کار داره بنظرم قابل قبول باشه که اين امتياز خيلي هم بي‌حساب داده نشده. البته من قبول دارم که تو امتياز دادن به کار گروه "فرا" خيلي بي‌طرف نبودم و سليقهء شخصي خودم رو حسابي دخالت دادم. ولي خوب قراره که برندهء اين مسابقه براساس جمع سلايق شخصي شنونده‌هاش تعيين بشه، نه نظر کارشناسي. پس من هم کاري رو که بيشتر از همه دوست داشتم و گوش کردم، به عنوان بهترين اثر انتخاب مي‌کنم حتي اگه تو تنظيم اشکالات اساسي داشته باشه.
در مجموع فکر مي‌کنم بروبچه هاي گروه "فرا" فکراي جالبي تو سرشون هست - البته اگه اين تنها کار نو و جالبشون نباشه - ولي شايد تسلط لازم رو به ابزار کارشون نداشته باشند که با توجه به شرايط زياد عجيب هم نيست. اين رو هم اضافه کنم که ممکنه خيلي از اين مشکلات بخاطر اتفاقاتي باشه که نه اعضاي گروه، نه استوديو و صدابردار و نه برگذارکننده‌هاي اين مسابقه کنترلي روي اون نداشته‌اند.
۲. به نظر من حرفه‌اي‌ترين کار اين مجموعه آهنگ "شيپور"ه.موسيقي مناسب، تنظيم خوب، استفادهء نسبتاً مناسب از افکت، صدابرداري قابل قبول و نهايتاً شکل اجراي شعر روي موسيقي که فکر کنم کم نظير باشه، اين آهنگ رو از بقيهء کارها يه سروگردن بالاتر مي‌کشه. من که هيچ قطعه‌اي تو موسيقي ايراني؛ چه سنتي، چه پاپ، چه غير از اون، خاطرم نمياد که فعل هر جمله منتقل بشه به ابتداي قسمت بعد! فقط دو تا ايراد تو اين آهنگ هست که يه خورده کار رو خراب کرده؛ يکي مشکل مشترک بيشتر قطعاتي که Vocal دارن، يعني درست شنيده نشدن صداي خواننده و اون يکي نامفهوم بودن متنيه که خواننده مي‌خونه. توجه مي‌کنيد که منظور من پيام اثر نيست، مفهوميه که قراره با شنيدن اين آهنگ و متنش به شنونده منتقل بشه ولي چون متن گنگه اين مفهوم درست منتقل نميشه. شايد هم اعضاي گروه "حك" مي‌ترسيدن موضوعي رو که مطرح کردن زياد بشکافن!؟ به هر حال من که گذاشتم به حساب ضعف صدابرداري و متن.
۳. واقعا خيلي حيف شد که "Dark Earth" به اين مسابقه نرسيد. من با اينکه وقتي موسيقي راک از يه حدي Hardتر بشه ديگه خوشم نمياد و گوش نمي‌کنم، ولي از آهنگ "نااميدي" خوشم اومد. موسيقي جالبي داره، بخصوص سولوهاي ليد گيتارش شنيدنيه، صداي خواننده با توجه به فضاي کار خوب انتخاب شده و متن مناسبي هم داره البته اگه بشه شنيدش. جالبه که تنظيم کار هم با اينکه تو استوديو ضبط نشده نسبتاً خوبه. شايد اگه به ضبط استوديو مي‌رسيدن کارشون بهتر ميشد، يا بدتر! به هر حال من مجبور شدم ۱۰-۱۵ بار به اين آهنگ گوش بدم تا يه چيزايي از متنش سردربيارم. اميدوارم به کارشون ادامه بدن. کمترين فايده‌اش براي من مي‌تونه علاقه‌مند شدن به انواع Hardتر و Acidتر موسيقي راک باشه.
۴. "آسمون" يه کار خوب و تميز از گروه "آوار". موسيقي خوب و هماهنگ با متن، تنظيم مناسب و صدابرداري نسبتاً خوب. اما چند تا ايراد کوچولو؛ نمي‌دونم کدوم ساز فضاي Blue و ناراحت کار رو يه کمي خراب که نه، فرحبخش کرده. نمي‌فهمم ايراد از بيسه يا ليد گيتار. من شخصاً با ويلون به کار رفته تو آهنگ هم زياد موافق نيستم. يه کمي به فضاي راک کار صدمه مي‌زنه. در مورد متن هم بالاخره معلوم نيست آسمون آبيه يا ابري؟! شايد هم اول آبيه، بعد کمي تا قسمتي ابري ميشه و در آخر تمام ابري همراه با بارش باران و رگبار و برف و تگرگ و اشک و خون! البته با توجه به اينکه آهنگ "آسمون" به حال و روز اکثر جووناي ايران نزديکه، اگه اين کار بيشترين امتياز رو بياره من اصلا تعجب نمي‌کنم.
۵. بعد از مشکلاتي که براي "اوهام" بخاطر استفاده از شعر "حافظ" پيش اومد، من هميشه با خودم فکر مي‌کنم که ما چقدر راحت چيزايي رو که به همه تعلق داره به نفع يا سليقه خودمون مصادره مي‌کنيم و هر کسي رو که جور ديگه به اين موضوعات نگاه کنه يا طور ديگه راجع بهشون فکر کنه، به هزار و يک اتهام محکوم مي‌کنيم. بنابراين اينجانب حمايت کامل خودم را از هر گونه موسيقي راک که با شعر مناسب کلاسيک، نو، سپيد، عاميانه و... خونده ميشه اعلام مي‌دارم و توي دهن هر کسي که بخواد همه چيز رو در حد فکر کوچيک خودش محدود کنه ميزنم[آي دستم و ايضاً آي دهنم!].همهء اين روده درازي‌ها براي رسيدن به آهنگ "تهمتن برآشفت" گروه "فاروس" بود. با متني از شاهنامه و آهنگي که با وجود اجرا و تنظيم خوب، به نظر Original نمياد(اين فقط نظر شخصيه‌ها). وقتي اين آهنگ رو گوش مي‌کنم - بخصوص درامزش - ياد کارهاي Eloy مي‌افتم. متن هم طبق معمول درست شنيده نميشه.
۶. بين آهنگهايي که متني روشون خونده شده جاويدان از گروه آمرتات بهتريت موسيقي رو داره. اجراي قوي روي ليد گيتار و استفاده از امکانات موسيقي کلاسيک ،کلاس بخصوصي به اين آهنگ داده. فقط به نظر مياد بعضي جاها درامز يه کمي از کار عقب مي‌مونه. متن هم جالبه ولي بازم درست شنيده نميشه. اينبار غير از تنظيم و صدابرداري نامناسب، حجم زياد موسيقي روي متن - که البته بايد زير متن مي‌بود - اجازه نميده که صداي خواننده درست شنيده بشه. حالا که فکر مي‌کنم مي‌بينم تنها چيزي که از متن کار تو ذهنم مونده چند تا فرياديه که آخر آهنگ ميگه:«آمـــرتات»! در ضمن اين گروه تنها گروهيه که از صداي زن تو کارش استفادهء موثر کرده. راستي دخترا گروه راک ندارن؟
۷. "مرداب" کار گروه "سرخس" آهنگ قشنگيه که علاوه بر موسيقي مناسب از افکتهاي جالبي هم استفاده کرده. هر چند که افکتهاي Vocal باز هم مزاحم شنيده شدن متن آهنگ هستن که صدابرداري نامناسب هم مزيد بر علت ميشه. يه مورد ديگه درباره متن يا شعري که براي اين آهنگ و چند تا آهنگ ديگه که به موقعش ميگم مشکل ايجاد کرده، شکل خونده شدن اين متنهاست؛ فکر مي‌کنم اگه بخواييم کلمه‌اي رو بکشيم، فقط به اين دليل که به سر ضرب برسه نتيجه چندان جالب نشه. مثلا:«همه مي‌خواستن به اون بــالــــا برسن». در مورد آهنگ "مرداب" فقط اين يکي يه خورده بي‌معنيه. تازه ميزان کشيدگي کلمهء "بالا" زياد هم نيست. تو بقيه قسمتها کشيدگي کلمات منطقي به نظر مياد. ولي اين قضيه همين جا تموم نميشه و تو آهنگاي بعدي نمونه‌هاي جالبتري هست.
۸. موسيقي خوب، متن خوب، تنظيم و صدابرداري نسبتاً خوب و صداي قوي خواننده و همخونش که کمک مي‌کنه متن بهتر شنيده بشه، از "باران" يه کار قابل قبول ساخته. فکر کنم تنها ايرادي که ميشه به اين آهنگ گرفت اينه که چندان جسور و گستاخ نيست. اگر جسارت و بي‌پروايي رو از ويژگيهاي موسيقي راک - بطور کلي و بخصوص شکل زيرزمينيش - بحساب بياريم، اين مسأله براي کار گروه "جم" يه نقطه ضعف حساب ميشه. در مجموع ميشه گفت "باران" يه کار خوبه که در حد خودش توجهي جلب نمي‌کنه. اگه گروه "جم" يه آلبوم مثل اين آهنگ، بعلاوهء حال و حوصلهء دوندگي دارن، بهشون پيشنهاد مي‌کنم برن دنبال مجوز، شايد موفق بشن..
۹. با اينکه "شامگاهان" از گروه "دي" موسيقي باارزش و متن خوبي داره و با وجود تنظيم نسبتاً مناسب، مشکل درست شنيده نشدن متن و کشيدن کلمات باعث شده اين آهنگ تاحدودي کيفيت خودش رو از دست بده. کشيده خوندن اشعار بدون دليل موسيقيايي درست و حسابي به کل کار صدمه ميزنه مثلا:«[...] سايه در سايهء زميـــــــن گسترد» يا «[...] شاخه‌اي خشک کرد ووو برقيـــــي[؟]زد» و چند مورد [...] ديگه. که چون غير از کشيدگي کلمات متن چيزي نشنيدم اين [...]ها رو گذاشتم.
۱۰. باز بايد اظهار تأسف کنم که يه گروه خوب ديگه يعني "اضطراب" به مسابقه نرسيده. آهنگ اين گروه که اسمش هست "دنياي فاني" و نميدونم چرا روي MP3 با اسم "راحت" اومده موسيقي قابل قبولي داره، هم روي درامز و هم روي ليد گيتار. منتها به نظر مياد درامز يه خورده زياد بالا گرفته شده و بخاطر همين صداي گيتار خوب شنيده نميشه. اما دربارهء متن غير از اون مشکل هميشگي سخت شنيده شدن، مسأله کشيدن بي‌خودي کلمات بخصوص تو نيمهء اول آهنگ کار رو خيلي خراب کرده، ولي از وقتي که ريتم عوض ميشه، شکل خوندن هم بهتر و جالبتر ميشه.
۱۱. "مترسک" از "کارما" به دو دليل از متن ضربه خورده. يکي بي‌خودي کشيدن کلمات تقريباً در تمام طول آهنگ و دومي مشخص نبودن لحن کتابي يا عاميانهء کار. فکرش رو بکنيد وقتي که تمام جملات يک متن رو با لحن مثلا عاميانه شنيدين و يهو يه جمله بصورت کتابي خونده بشه، چطوري ميشه. مثلا:«رفت تا ببينـــــــــه، عشق را» من فکر مي‌کنم اگه اين قسمت اينطوري«تا ببيند عشق را» يا «تا ببينه عشق رو[عشقو]» خونده ميشد قابل هضمتر بود و البته اين به کل متن هم تعميم پيدا مي‌کنه. موسيقي "مترسک" متناسب با متنه و نميشه ايرادي بهش گرفت جز اينکه غير از يک مورد سولوي گيتار جلوهء ديگه‌اي نداره. که به نظر من اگه موسيقي با کل کار هماهنگ باشه جلوه نکردنش زياد مهم نيست. "کارما" تنها گروهيه که به عنوان همخون از صداي زن استفاده کرده.
۱۲. "فزوني" تو آهنگ "پسربچه" موضوع جالبي رو مورد توجه قرار داده ولي کشيدن بي‌خودي کلمات مثل:«پيرمرد گفت: من هم همينطوووووووور»، صدابرداري نامناسب و افکت روي صدا که اين دو تا مانع درست شنيدن شعر ميشه کار رو خراب کردن. به نظر مي‌رسه "پسربچه توي تنظيم سازها هم مشکل داره. موسيقي در مجموع با آهنگ هماهنگه، همين.
۱۳. بي‌تعارف بگم که تو امتيازدهي من به قطعات Instrumental ظلم شده. البته چاره‌اي هم نبود. چون يا من بايد امتياز متن رو بين موسيقي و تنظيم و صدابرداري و افکت تقسيم مي‌کردم و يا بايد امتياز متن رو براي آهنگاي Instrumental صفر درنظر مي‌گرفتم که چون اکثريت با کارهاي Vocal بود دومين راه رو انتخاب کردم. اما جداي از اين قضيه، "ميان دو هيچ" از گروه "جيوه" يکي از بهترينهاي اين مجموعه‌ست. يک قطعه با ابتدا و انتهاي مشخص و اوج و فرودهاي بجا که نشون ميده سازنده يا سازنده‌هاش کاملا مي‌دونستن چيکار دارن مي‌کنن. با استفاده نکردن از صداي خواننده انگار صدابردار هم کارش رو بهتر و راحتتر انجام داده.
۱۴. "زندگي زيباست" گروه "آريا" از اون کاراييه که سخت ميشه بهشون ايراد گرفت. شايد تنها ايرادش اين باشه که بعضي جاها شکل خوندن شعر قشنگ نيست. و البته آهنگ به همون دليل کذايي نداشتن جسارت توجه لازم رو به خودش جلب نمي‌کنه. شايد بد نباشه بچه‌هاي گروه "آريا" هم دنبال مجوز رو بگيرن. نکتهء آخر اينکه اسم MP3 "بامداد" نوشته شده.
۱۵. با تکرار اين نکته که اينجا داره به قطعات Instrumental ظلم ميشه، اشاره کنم که "Nightmare" کار گروه "نامي" از آهنگهاي خوب اين مجموعه‌ست. من فکر مي‌کنم بهتره گروه‌هايي که متن مناسبي که به نوع کاراشون بخوره پيدا نمي‌کنن، سعي کنن برن بطرف کاراي صرفاً Instrumental. اينطوري هم يه جريان کاملا موسيقيايي تو راک‌بازاي ايراني راه مي‌افته، هم زحمتهايي که اين بروبچه‌ها براي درست کردن و تنظيم و اجراي قطعات مي‌کشن با متنهاي ناهمخون - چه از نظر محتواش و چه از نظر شکل خوندن - ضايع نميشه.
۱۶. استفاده از سازها، ملوديها و اشعار و متون ايراني از جمله کاراييه که لازمه تو موسيقي راک امتحان بشه تا شايد از يه طرف يه تکوني به موسيقي رخوت گرفتهء سنتي ما بده، و از طرف ديگه ممکنه يه جور راک بومي يا شرقي بوجود بياد که يه زماني برا خودش سبکي بشه. استفاده از سه‌تار توي آهنگ "Coming Around" از گروه "۱۲۷" هم با اين استدلال به عنوان يه کار تجربي ارزشمنده. البته اثر خودش رو هم گذاشته. در کل موسيقي "Coming Around" کيفيت خوبي داره فقط نمي‌فهمم چرا اينقدر صدار گيتار بيس رو بالا گرفتن. اين مورد باعث شده صداي خواننده درست شنيده نشه و خوب انگليسي بودن متن هم بي‌تأثير نيست. من الان که فکر مي‌کنم مي‌بينم فقط دو کلمه از متن يادم مونده:«Someone,Somewhere». به همين خاطر امتياز متن رو اينقدر پايين دادم.
۱۷. با اينکه گروه "دلاور" تو آهنگ "مرد تنها" موضوع جالبي رو انتخاب کرده ولي متأسفانه نه متن اونقدر جذابه که موضوع رو خوب برسونه و نه موسيقي اونقدر چشمگيره که ضعف متن رو بپوشونه.
۱۸. "پاييز" از "يوزيما" موسيقي خوبي داره که هيچ ويژگي قابل اشاره‌اي توش نيست! متن استفاده شده هم بي‌تعارف بگم که به نظر من افتضاحه. شايد اگه اين بچه‌ها زير بارون، سرکوچه نميشستن نتيجهء کارشون بهتر از اينها ميشد. اون صداي باد پاييزيشون که ديگه محشره.
۱۹. شايد جاي آهنگ "بعد از باران" از "سوما" واقعاً اينجا ته جدول من نباشه ولي شکل خوندن متني که انتخاب شده به نظر من حسابي کار رو خراب کرده.مثلا:«ديشب تمام شب باران، بااااراااان مهربان،باريـــــــــــــد» و چند مورد ديگه که خواننده مجبور ميشه براي جا كردن متن، کلمات رو تند تند بخونه. يه قسمتهايي هم هست که انگار ليد گيتار تو يه دنياي ديگه‌ست. من فکر مي‌کنم "بعد از باران" از اون آهنگاييه که با وجود توانايي‌هاي اعضاي گروه، چون متن مناسبي براي موسيقي مورد نظرشون يا استيل جالبي براي متني که تو فکرشون بوده پيدا نکردن، کار چندان خوبي از آب در نيومده.
۲۰. يه قطعهء جالب Instrumental ديگه از گروه "Whisper" به اسم "Hoping for Renaissance" يا "به اميد رنسانس". فکر کنم بچه‌هاي اين گروه يه جورايي به موسيقي کلاسيک گرايش دارن. شايد هم کار اصليشون موسيقي کلاسيک باشه و روي ذوق و علاقه همچين گروهي تشکيل داده باشن. بخاطر اون قسمت کر، ۵/۰ امتياز از متن به اين آهنگ دادم.
۲۱. "هنرستان" از "آرتيبون" به عنوان يه اتود عالي قابل قبوله. ولي خوب، نه بيشتر.
Saturday, November 09, 2002 | 11:16 AM
حدود يه هفته‌ست دارم به کاراي گروه‌هايي که تو UMC شرکت کردن گوش ميدم. ميخوام رتبه‌بندي هر ۲۱ گروه رو بذارم تو وبلاگ اما قبل از اين کار که فکر کنم يه چند روزي طول بکشه بايد بگم يا من از ميزان امکاناتي که در اختيار اين بچه‌ها بوده خيلي پرتم، يا همونطور که فکر ميکنم اينا تقريبا با «هيچ» اين کارا رو انجام دادن. هر کي يه دوري تو تهران - که مثلا تمام امکانات مملکت توش متمرکز شده - بزنه و کل اوضاع موسيقي رو از وضع اساتيد گرفته تا نحوهء تدريس و اين حرفا بررسي کنه، دستش مياد هر کس وقت ميذاره و کار موسيقي ميکنه، حتماً يه چيزيش ميشه. حالا يا عاشقه، يا ديوونهست، شايد هم راه بهتر و آسونتري براي جلب توجه پيدا نکرده، به هر حال مخش از يه طرف تاب ورداشته!
حالا ببين اونايي که ميرن سراغ نوعي از موسيقي که تو اين هير و وير از طرف مدعي‌هاي موسيقي هم يه کار جلف و بي‌معنيه - به نظر حکومت که از اون پيتزا هم بدتره! - ديگه چه جور جونورهايي هستن؟!
يادمه يه بار داشتم از تقاطع حافظ و جمهوري رد ميشدم که پشت ويترين يکي از مغازه‌هاي ساز فروشي يه گيتار الکترونيک ديدم. قيمت زده بود ۵۷۰ هزار تومن! تازه مارک معروفي هم نداشت. اصلا يادم نمونده اسم مارکش چي بود. ممکنه آکِ آک هم نبوده باشه. اگه درست يادم مونده باشه قضيه مال بيشتر از يه سال پيشه. با يه حساب سر انگشتي اگه فرض کنيم قيمت اون گيتار تا حالا ۱۰هزار تومن هم کم شده باشه - که محالِ ممکنه - ميشه ۷۰۰ دلار. درحالي كه همين حالا جديدترين مدل گيتار "فندر" تو جاهاي ديگهء دنيا با آمپلي فاير و تيونر و كابل و يه سري سيم اضافه و هزار كوفت و زهرمار ديگه زير ۳۰۰ دلار فروخته ميشه.
حالا کاري ندارم که غير از خود ساز و سيم و بقيهء آت-آشغالاش، جاي تمرين و وسايل ضبط صدا و و و ... هر کدوم براي خودش داستاني داره. تازه بهتره اصلا در مورد درامز و مشکلاتش حرف نزنم.
خوب حالا يه عده آدم-جونور دارن روي اين موسيقي مطرود کار ميکنن. فکر ميکنم اگه کسي وضعي رو که من تصوير کردم، تصوّر کنه، امکان نداره باور کنه که اين آجنه‌ها (ترکيب دو کلمهء آدم و جونور) تو ايران اين کارا رو انجام دادن.
ولي خوب غيرممکن وجود نداره. حقيقتش حال و روز جووناي ايراني تو مايه‌هاي ضدحال-خفنيه. بخاطر همين به همه چي اعتراض دارن. از حکومت و مذهب و سنت گرفته، تا پدر و مادر و خانواده و ناموس! و موسيقي راک هم پتانسيل خوبي داره براي تخليهء اين اعتراضات و عقده‌هاي ناشي از محدوديتهاي اجتماعي و اقتصادي که جامعه بهشون تحميل کرده[عجب خري هستم من. دارم عين اين روشنفکراي عوضي مينويسم]. خلاصه بگم اين جوونا احساس ميکنن دارن حروم ميشن.
پس شنيدن اين جور موسيقي‌ها که تا امروز تو فرهنگ ما معمول نبوده، زياد هم عجيب نيست، هر چند که به لحاظ اجرايي به نظر ناممکن بياد.
Friday, November 08, 2002 | 11:17 AM
زير پوش بن‌لادن! اين آمريکاييها مخشون خيلي ســــه کار مي‌کنه‌ها.
Tuesday, November 05, 2002 | 9:25 AM
داداش عكس رو نشون نميدي، نده. ديگه چرا آبروريزي مي كني؟!
 
©: يعنی کليه حقوق اين اثر متعلق به حاجيت می‌باشد و هر گونه استفاده از شکل و محتوای اين وبلاگ با ذکر منبع مجاز است. فقط قبلش يه ندا بدين. دمتون جيزّ